سال نو را به همه ملت عزیز ایران
به خصوص قشقایی های نازنین تبریک میگم
امیدوارم سالی توام با خوشی براتون باشه![]()
سیاحت ائیله دیم آغیر ائللری











در زمان حکومت پهلوی محمد رضا شاه بارها اعلام کرده بود که قشقائی ها نباید در کشور من زندگی کنند
حتی چرچیل هم به روزولت گفته بود((به این قشقائی های لعنتی نمیتوان اعتماد کردآنها در جنگ جهانی اول و دوم پدر ما را در آوردند.))
ساد چیکف سفیر روس در ایران به شاه میگوید:
چرا قبل از اینکه کار پیشه وری را یکسره کنیداین قشقائی ها را متلاشی نمیکنید شاه در جواب میگوید چون قشقائی ها در مرکز ایران هستند
و راه فرار ندارند اما پیشه وری در غرب حامیان زیاد دارد))
از این موضوع اهمیت ایل قشقائی وستیز آن با دولت وقت به خوبی مشخص میشود ستیز با بیگانگان به خوبی مشخص کننده این موضوع است
جنگ با اجنبی ها که شاید عامل اصلی بیرون راندن آنها از ایران وجود همین دلاور مردان ایلیست ولی چرا اکنون از این ایل انگونه که لایق اوست یادنمیشود دبیرستان عشایری در سالهای 50تا 57 از افتخارات شیراز به حساب می آمدقبولی در دانشگاه در طی این سالها شگفت انگیز بود
قبولی در هر دوره بالای %97بوده و این دلالت براهمیت قشقائی در آن زمان دارد مردانش شهره آفاق بوده اند و بر ایلی بودن خود میبالیدند نه اینکه میخواهم گذشته را با حال مقایسه کنم ولی توجه داشته باشید ایل گذشته وحال را با هم مقایسه کنیدصداقت و راستی آن زمان را ورق بزنید ببینید جوانان ما الان همه در دام مواد افیونی گرفتارند ولی خوب در کنار این مسائل جوانان موفق ما نیز زیاد داریم از جمله آقای مهندس کهندل پور از خوانندگان خوش صدای ایلیکه به معرفی او نیزخواهم پرداخت ببینید چرا الان جوانان بر خود عشایر بودن را عیب میدانند وآن را ننگ بر خود میشمارند؟چرا فرهنگ قریب به شش قرنی ما باید به دست فراموشی سپرده شودویا آداب و سنن اصیل ما باید در دل کوهها فراموش شود و با کوچکترین تاثیر شهر نشینی همه به دست خاطره ها سپرده شود.براستی بیائید علت را در خودمان جستجو کنیم
.
انشاا...بعد از نوشتن این مطالب میخوام به معرفی وبلاگم به دیگران اقدام کنم.
بیلمزیدیک غصه نه دیر؟ غم نه دیر؟
شاد اوره گه محنت و ماتم نه دیر؟
یارا نه دیر؟مرهم نه دیر ؟ام نه دیر؟
ال وئرنده حلقه دو توب اوزردیک؟
پرواز ائدیب داغ وداشی گزیردیگمعرفی چند تن از معروفترین افرادایلی:
امام قلی خان فرزنداله وردی خان سرداربزرگ صفوی از تبار قشقایی ها در قلمروحکمرانی خود قدرت وتسلط کامل یافت وتا حدودبندر پیش رفت به طوریکه در سراسر خاک فارس .سال 1031 هجری جزایر قشم وهرمز را از پرتغالی ها گرفت واز مغرب کهکیلویه لارستان وبنادر جنوب در دایره تسلط وی بود .او همیشه25 تا 30 هزار سوار زبده وجنگاور در اختیار داشت . عمله قشقائی است.که شرح رشادتهای او در نیروهای جنوب داستانها دارد.
قباخ قلی خان قورت بیگلر بیگی نادر شاه والی مملکت فارس که فدای دسیسه ها وتوطئه های خانواده کلانترفارس شد.
کریم خان زند به اولین ایلخانی قشقایی فرمان ایلخانی گری عطا کرده مشارالیه که جانی آقا نام داشت از نجیب زادگان طایفه شاهیلوبود .فرزندان جانی آقا از وزرای کریم خان بوده اند .
کریم خان همه جا با اسماعیل خان وحسن خان معتمد السلطان همراه وهمسفر بود ودرکلیه امور با وی مشورت می کرد .
جانی خان قشقایی تا سال 1234مردم ایل قشقایی از بیدادگری ها ی آغا محمد خان به تنگ آمده بودند . از آن زمان به بعد فتحعلی شاه جانی خان قشقایی را به مقام ایلخان گری ایالات جنوب انتخاب نمود واین حکم موجب شد که ایل قشقائی به نام یک واحد سیاسی در صحنه های اجتمائی ایران درخشیده ودر جریانات سیاسی نقشی داشته باشد.
مصطفی قلی خان لشکر آرامتولد 1314که در سن 32سالگی هنگام فتح ارگ کرمان کشته شد وی فرماندهنیروی 2000نفری طایفه
مرتضی قلی خان قشقائی اولین کسی که نیروی 2000نفری (گارد جاویدان قشقائی)را به وجود آورد و هیچگاه از فرمانروای فارس اطاعت نکرد و سر انجام به دستور فتحلی شاه و خیانت آقا بابا خان مازندرانی وی را به قلعه پرگان گشانده درها را بستند و ناجوانمردانه او را به طرز
فجیعی به قتل رساندند.
محمد علی خان ایلخانی :فرزند جانی خانکه به علم و دانش به خصوص عرفان علاقمند بود وی بامیرزا شفیع وصال شیرازی ارتباط صمیمانه داشت. قبرشیخ اقطع در پیر بناب توسط ایشان ساخته شده است .کشته شدن دو پسرش مرتضی قلی خان و مصطفی قلی خان موجب مرگ وی در1268 میشود و در پائین قبر مرادش شیخ اقطع مدفون است.
محمد قلی خان قشقائی :قهرمان و یکه تازمیدان مبارزه با انگلیس در ننیزک بوشهر.بنیان گذار باغ ارم در شیراز و 16باغ دیگر در فارس .
هنرمند خطاط نقاش و علاقمند به فرهنگ و هنر.
سهراب خان:فرزند مصطفی قلی خان رهبرشبیخون های متوالی در جنگ با انگلیس ها در برازجان وننیزک و متلاشی کننده قشون سیف السلطنه افشار در راه جنوب کشورکه شرح شجاعتهای او را ماذون شاعر بزرگ ایلبا بیانی شیوا سروده است
بهادر خان قشقائی :فرزند شهراب خان قشقائی که در زمان مظفرالدین شاه به لقب بهادر السلطنه مفتخر شد . وی فرمانده جنگ نا برابر با حاج رستم خان: بیگلر بیگی لارستان است که ماذون شاعر داستان این حماسه را به سبک جالبی سروده است .
سلطان محمد خان قشقائی :ایلخانی ادب پرور فرهنگ دوست قشقائی که شاعر بزرگ و گرانقدری چون ماذون را در دربار خود پرورید .سندن سونراگئدی ذوق و محبت سندن سورنا منسوخ اولدی سخاوت
گل ای کان کرم دریای رحمت خوب شهسوار خوب تیر اندارز ایلخانیسردار مشروطیت فارس اسماعیل خان قشقائی :
(سردار عشایر)که در بدترین شرایط با مستبدین و مخالفان مشروطیت مبارزه کردو نام خود را جاودانه نمود
عبداله خان ضرغام الدوله:در1308به ریاست ایل قشقائی منصوب شداما اختلاف زمان پدرشش داراب خان با دیگر فامیل و طرفداران آنها ادامه داشت و وصول مالیت با تحریک بزرگان ایل ممکن نبود به همین دلیل اداره ایل در زمان او بسیارمشکل بود ..علمدار خان کشکولی : اولین شهید راه آزادی در انقلاب مشروطیت در جبهه فترس بود که مردم شریف شیراز به وی لقب (علمدار مشروطیت )دادندحاج محمد کریم خان کشکولی:به نمایندگی از طرف قشقائی ها در مجلس دوم راه یافت و در آنجا علیه تسلط خوانین بختیاری بر شئون حکومت مشروط هشدار داد .تا اینکه توجه حکومت مرکزی به فارس و قشقائی بیشتر شد.

تاریخ و خاستگاه قشقائیها:
قشقائیها از نسل ترکهائیها هستند که 3000سال قبل از میلاد مسیح تاریخ و فرهنگشان در شهر سومری به ثبت رسیده است .
تاریخ نشان از آن دارد که ترکها ساکنان اصلی آسیای مرکزی بودند و تمدنهای اولیه را آنها بنا نهاده اند و نخستین زبانی که بشر با آن سخن گفت زبان ترکی بوده و بسیاری وازه ها ی زبانهای امروزی ریشه ترکی داشته اند .
بعضی ها ترکها را از نسل مغولها میدانند من در اینجا با اکتفا به کتابی از آقای منوچهر کیانی این موضوع را بررسی میکنم :
تفاوت مغولها و قشقائیها:
1-در قبائل مغول بین روسای ایل و افراد زیر دست روابط خویشاوندی وجود دارد و خوانین از افراد زیر دست زن میگرفتند و یا به آنها دختر میدادند این رسم در ایل قشقائی زشت و نفرت انگیز است.
2-مغولان زنان زیادی میگرفتند که گاهی تا 30زن میرسید ولی در بین قسقائی ها 2زن به ندرت دیده میشود .
3-بخشیدن زن توسط ÷در به فرزندش و ازدواج فرزند با زن ÷دربعد از مرگ وی و نشاندن دختران در ÷یشا÷یش کالسکه برای نشان دادن به دیگران و ازدواج سنین ÷ائین و وجود زنان صیغه ای بین مغولان و این قبیل اداب و رسوم در ایل قشقائیگناه است .
4-طرز بر÷ا کردن چادر و نوع جنس ان وآلاچیق قشقائیها شباهتی به مغولها ندارد .
5-دامهای قشقائیها از نزادقرا گل و شاهسون و آذربایجان است .
و چندین نمونه از این تفاوتها در نتیجه میتوان نتیجه گرفت که قشقائیها از نسل مغولها نیستند و چیزی که بیشتر از بقیه مشخص است و اکثر تاریخ نویسان آن را قبول دارند نزدیکی قشقائیها به آذربایجان میباشد از آنجا که بعضی از شعرها گویای این مطلب هستند مثل
بو یول گدر تبریزه اوءتبریز عزیزه
خدام بیر یول ور بیزه بیز گدگ اولکه میزه
دورنام گدیران کورد لارا ینگی دان کهنه یورد لارا
قوچ ایگید بداو آتلا را مندن اونا سلام ا و لسو ن
جمعیت ایل:
جمعیت ایل قشقائی در سال 1331ه .ق حدود 64000 خانوار یعنی 320000نفر براورد شده است وتعدادچریکهای آنهادر زمان صلح 20000نفر بوده.
ایل قشقائی از 6 طایفه بزرگ و 6 طایفه کوچک تشکیل شده که هر طایفه شامل تعدادی تیره و هر تیره از چند بنکووهر بنکو شامل چند خانوار است.
طوائف کوچک :1-رحیمی2-ایگدر3-صفی خانی 4 -قرا چایلو
طوایف بزرگ:1-دره شوری2-کشکولی3-فارسیمدان4-شش بلوکی 5-عمله6-کشکولی کوچک
قشقائی قشقائی الم
قشقائی

معرفی مختصر ایل قشقائی
كوهپايه هاي جنوبي زاگرس و جلگه هاي هموار آن تا دشت هاي شمالي فارس و دامنه هاي زردكوه در مسيري كه حدود 600 كيلومتر مسافت دارد ، ساليانه دوبار توسط جمعيتي چادرنشين پيموده مي شود كه بيشتر ايام عمر خود را در حال كوچيدن بر اين دشتهاي هموار و كوههاي صعب العبور هستند . اين جمعيت بخشي از ايل بزرگي هستند كه » قشقايي « نام گرفته است . زبان مردمان اين ايل تركي است . اما به دليل نزديكي و اختلاط فراوان با فارسي از زبان تركي آذري يا تركي فاصله گرفته و به شدت با زبان فارسي آميخته شده است . ريشه يابي طوايف ايل نشان از خويشاوندي نزديك با آذربايجانيها مي دهد . از نظر قيافه شناسي ، رنگ پوست بدن ، موهاي طلايي و چشمان سبز آبي بعضي از مردم قشقايي با قفقازي ها شباهت زيادي دارند . در مورد قدمت اين ايل هيچ سخن معتبري وجود ندارد و تخمين ها آنقدر متفاوت ( از 200 سال تا حتي 4000 سال گفته شده ) است كه بهتر است اصلا به آن نپردازيم . در يك تقسيم بندي نسبتا كلي ايل به اين طوايف تقسيم مي شود : طايفه دره شوري ، طايفه كشكولي ، طايفه فارسيمدان ، طايفه شش بلوكي ، طايفه عمله ، طايفه كشكولي كوچك ، طايفه قراچه اي ، طايفه صفي خاني ، طايفه جعفربيگلو ، طايفه نمدي ، طايفه ايگدر ، طايفه رحيمي . از آنجايي كه هدف اصلي اين نوشته بحث پيرامون متل ها و افسانه هاي ايل قشقايي است و نه چيز ديگري ، توصيف و تشريح ايل را رها كرده و به ويژگي ها و خصايص فرهنگي ، اجتماعي ، تاريخي و سياسي مي پردازيم كه در شكل گيري و ساختار بخشي متل ها و افسانه ها نقش غير قابل چشم پوشي داشته است . به نظر نگارنده اين رويدادها و ويژگي ها بر روي ذهن تاريخي مردم ايل تاثير گذاشته و باعث به وجود آمدن اين داستانها ، اين شخصيت هاي داستاني ، اين جهان داستاني ، اين درونمايه ها و اين موتيف ها مي شود كه در متل ها و افسانه ها شاهد هستيم . هر چند در طول تاريخ به دلايل متنوعي در اين متل ها تحريفاتي صورت گرفته است . شايد بهتر باشد بگوييم تغييراتي رخ داده است . زيرا به نظر مي رسد هيچ گريزي از اين تغييرات نبوده است . به ويژه به اين دليل كه تنها راه انتقال و سرايت اين متل ها و افسانه ها به نسل هاي جديدتر نقل شفاهي آنها توسط پيرمردان ايل براي جوانترها و بچه ها بوده است . و به مرور زمان دلايل گوناگوني از جمله ورود تكنولوژي به جامعه ايلي و از همه مهمتر گسترش سرطان وار رسانه هاي مختلف كه حالا جايگزين شب نشيني هاي ايلي شده اند باعث شد كه نقل شفاهي كه تنها عامل زنده ماندن و انتقال اين متلها و افسانه ها بوده از بين برود و آنها به دست فراموشي سپرده شوند . متاسفانه هيچ پژوهشي نيز براي ثبت دقيق اين داستانها انجام نگرفته است . چند اقدام ناقصي نيز كه صورت گرفته اساسا نمي تواند پژوهش نام گيرد . زيرا اين جمع كنندگان داستانها برخوردي كاملا شخصي با اين داستانها داشته و گاه تغييرات بسيار نابجايي در آنها داده اند . اين تغييرات كه به يك باره و توسط يك شخص در اين افسانه ها صورت گرفته با آن تغييراتي كه چند سطر بالاتر به آن اشاره شد و شرط گريزناپذير انتقال يك محصول فرهنگي از نسلي به نسل ديگر هستند تفاوت بنيادين دارد . ضمن احترام به تلاش هايي كه تا كنون صورت گرفته بايد گفت در اين جمع آوري ها و ضبط كردن ها به شفاهي بودن اين فرهنگ ها هيچ توجهي نشده و اتفاقا تمام تلاش بر اين بوده است كه نثر نگارش و سبك و شيوه هاي بيان و حتي گاهي طرح اين افسانه ها را به قالب ها و شيوه هاي متعارف فرهنگ هاي مكتوب كه اغلب مستعمل و كليشه اي نيز هستند تبديل كنند . اينجا بايد نكته اي را يادآور شوم و آن اينكه ، دقت و تلاش براي وفاداري به اصل معيارهايي است كه تنها ويژه پژوهشهاي فرهنگي و مردم شناختي است و به هيچ وجه نويسنده يا هنرمندي كه مي خواهد بر اساس اين فرهنگ هاي شفاهي كار خلاقه انجام دهد ، الزامي به دقتي آنچنان و تلاشي آنچنان براي وفادار ماندن به اصل ندارد . زيرا وظيفه او جمع آوري و ثبت و ضبط فرهنگ نيست بلكه او رويكردي خلاقه به اين متون دارد و بس . از آنجايي كه هدف اين نوشته جمع آوري و ضبط اين متل ها و افسانه ها نيست و تنها بررسي آنها آن هم با رويكردي خاص مد نظر است ، بنابراين ما هم ناچاريم در بررسي خود به همين منابع آشفته و ناقص و تحريف شده ( اين بار دقيقا همين كلمه منظور من است ) مراجعه كنيم . اما اميدواريم پژوهش هايي مناسبتر و نزديكتر به واقعيت شفاهي بودن و نه مكتوب و حتي ادبي بودن اين متلها در آينده صورت گيرد . 
منم افتخارم*ایلیم
قشقایی
